X
تبلیغات
خیابان فرشته (شهید مرتضی فیاضی) الهیه - خیابان فرشته
خیابان فرشته (شهید مرتضی فیاضی) الهیه
خیابان فرشته ("شهید مرتضی فیاضی)" الهیه ؛فرمانیه ؛جردن زعفرانیه محمودیه ولیعصر" پارک وی" تهران بزرگ"
سلام به همه دوستان مجازی وبلاگ خیابان فرشته

ان  روزی که می خواستم  این ایده  را به یک وبلاگ تبدیل کنم فکر نمی کردم اینقدر بازخوردfeedback داشته باشه

ولی به زوردی  وبلاگ را اپ خواهم کرد و عکسهای زیبا و سایر ویژگیهای منطقه  را برای شما در این وبلاگ به نمایش خواهم گذاشت




ارسال در تاريخ شنبه سیزدهم اسفند 1390 توسط یک فرشته کوچلو!



ارسال در تاريخ سه شنبه هشتم شهریور 1390 توسط یک فرشته کوچلو!
شايد الهيه يكي از معروف ترين محله هاي  منطقه يك تهران با قدمت طولاني باشد. آنگونه كه در كتاب هاي تاريخي تهران آمده است ، الهيه در ابتدا ”خور آذين“ يا ”خلازير“ نام داشت و تمامي اراضي آن متعلق به عزه الدوله همسر امين الدوله بود، كه بعد از گذشت سالها شخصي به نام ميرزا جعفر حكيم الهي اين اراضي را خريداري و در آن شروع به آباداني كرد كه از آن پس خور آذين يا خلازير به الهيه تغيير نام يافت‌. اما در همين محله الهيه منطقه اي وجود دارد نام آشناي شمال شهر نشينان تهران يعني ”فرشته“ به درستي مشخص نيست كه چرا اين منطقه به گفته دوستان خواهان بسيار دارد و قيمت زمين در آن از تمامي محله هاي شمال شهر تهران گرانتر است ، علت هر چه باشد خالي از لطف نيست گذري بر اين محله داشته باشيم .

با فرشته
راننده مي خواهد تخت گاز حركت كند ، اما ترافيك شديد تمامي ويراژها و خلاف هاي مار پيچ او را ناكام مي گذارد و بوق هاي پي در پي و صداي رانندهاي ديگر حاصل اين همه شتاب بي مورد است . كمي بالاتر از چهارراه پارك وي توقف كرده و مي گويد : اينم فرشته بعد از پيدا شدن درست سرخيابان روي تابلويي نوشته شده است خيابان شهيد مرتضي فياضي هر چه نگاه مي كنم نامي از فرشته به چشم نمي خورد، ولي سمت راست درست سر خيابان طباخي فرشته نشان مي دهد كه مسير را درست آمده ام آنگونه كه از شواهد مشخص است باز خياباني تغيير نام پيدا كرده بدون آنكه در روي تابلو اعلام مسير نام قبلي نيز ذكر شود . سر خيابان مي ايستم و تا آنجا كه چشم ياري كند به انتهاي خيابان نگاه مي كنم ، خطي سبز از شاخه و برگ هاي درختان در دو طرف خيابان امتداد دارد . شروع به حركت مي كنم هنوز شمار قدم هايم به صد نرسيده است كه مغازه نه چندان بزرگ در عين سادگي مرا مجبور به ايستادن مي كند روي سر در مغازه نوشته شده است ”سوغات شمال“ و به درستي هر چه از خطه سر سبز شمال بخواهي با وسواسي خاص بر روي قفسه هاي مغازه رديف شده است از زيتون گرفته تا صنايع دستي شمال، عطر سير ، زيتون و ترشي آلوچه و سبزي درختان كهنسال خيابان همه و همه باعث مي شود لحظه اي فكر كني از شهر پردود و ترافيك تهران جدا شده اي و در شاليزارهاي سبز شمال قدم زده و زير لب آواز شاليزار نوري را زمزمه مي كني ، اما بايد رفت . پاها به جلو اما سر با چرخشي چند درجه به عقب هنوز چشم به ويترين مغازه دارد . كمي پايين تر و سمت مخالف مغازه سوغات شمال درمانگاه فرشته قرار دارد ، ساختماني سه طبقه كه پذيراي بيماران بسياري است از جمله بيماران شهرستاني كه در اين ميان به چشم مي خورند، داروخانه – آزمايشگاه هم مملو از بيماراني است كه به انتظار نشسته اند تا متصدي مربوطه آنها را به نام صدا كند.
چسبيده به درمانگاه مسجدي با كاشي كاري بسيار زيبا وجود دارد . در ميان دو گنبد كوچك مسجد نام مسجد فرشته به چشم مي خورد.
چرا اين مسجد هنوز به نام فرشته است و چرا به نام جديد خيابان يعني شهيد فياضي تغيير نيافته ، سئوالي بود كه به علت نبود مسئولي در مسجد بي پاسخ ماند . يكي از خانم هاي حاضر در مسجد در اين باره گفت مسئولان مسجد اين روزها مشغول آماده سازي مسجد براي استقبال از ماه مبارك رمضان هستند و به همين علت كمتر در دسترس قرار دارند . به هر حال مسجد فرشته نيز يكي از بناهاي مهم منطقه به حساب مي آيد،به ياد حرف يك از دوستان مي افتم كه در باره مسجد فرشته مي گفت : هر فقط يكي از اقوام ما فوت كند حتما مجلس ختم او را در مسجد فرشته برگزار مي كنند . چون هم براي صاحب عزا و هم فرد فوت شده يك تشخص به حساب مي آيد .
بعد از گذشتن از مسجد رفته رفته سرازيري خيابان تيز مي شود ، كه گاهي ساختمان هاي نوساز با گذاشتن پله هاي در پياده رو از اين سرازيري كاسته اند و گاهي كوبيدن ساختماني اين سرازيري را شديد كرده است .
به هر حال خيابان عجيبي است   وعجيبت تر پياده روهاي آن است كه گاهي عريض مي شود و گاهي آن قدر باريك كه اگر لحظه اي غفلت كني داخل جوي پر از آب مي افتي جوي كه انباشته از برگ هاي خزان زده است .
در فرشته ويلاها  وباغ هاي بزرگي به چشم مي خورد . ويلاها و باغ هاي با مساحت شايد بالاتر از پنچ هزار متر بعضي از درها ي اين باغ ها  نشان مي دهد كه شايد سالهاست كه گشوده نشده و به انتظار روزي هستند كه وارثي از آن سوي آبها يا شايد در همين حوالي از راه برسد و با امضاي ورقه اي حكم كوبيدن و قتل تمامي درختان را صادر كند و جاي آن كوهي از آهن و سيمان ساخته شود. شايد يكي از خصوصيات ويژه منطقه  فرشته وجود چنين باغ هاي سرسبز و دست نخورده است كه باعث مي شود اين چنين هواي اين منطقه لطيف و پر از اكسيژن باشد.
باغي ميان برج
گلچيني از آنچه كه شما مي خواهيد ، با سابقه اي درخشان در فروش ، اجاره و رهن در خدمت ساكنان محترم شمال شهراين  شعار تبليغاتي يكي از آژانس هاي املاك در منطقه فرشته است ، صاحب آژانس در مه غليظ دود و سيگار مشغول صحبت كردن با يك زوج جوان است و مرتب تكرار مي كند ، نگران نباشد اكازيون اكازيون است و ديالوك بين آژانس و زوج جوان به بازديد از محل ختم شده و من صندلي خالي بين آنها را اشغال مي كنم . آقاي ... صاحب آژانس ... مي گويد : چاي يا قهوه ؟ مي خواهم بگويم: هوا، از دود سيگار در حال خفه شدن هستم.
قيمت زمين در اين منطقه تا چه حدودي است ؟
بستگي به منطقه مورد نظر دارد ، از متري هفصد هزار تومان شروع مي شود تا يك ميليون . مثلا چهارراه حسابي و جنوب فرشته و خيابان خزر قيمت ها در حدود همان هفصد تا هشصد تومان است و سه منطقه فرشته بالاترين رقم را دارد .
چرا قيمت زمين در فرشته از همه جا گرانتر است ، آيا قيمت خاصي دارد ؟
گران بودن خانه در منطقه فرشته دليل خاصي ندارد ، جز اينكه تنها به دليل نامي كه اين منطقه دارد . در حاليكه مناطقي مثل ميرداماد ، جردن و ظفر از نظر آب و هوا  بهتر از منطقه فرشته است . حتي منطقه دروس در تابستان با تفاوت هواي 5 درجه پايين تر از هواي معمول است ولي قيمت زمين در دروس نسبت به فرشته خيلي پايين است .
چه ويژگي هاي  مهمي اين منطقه دارد؟
چون منطقه فرشته يك منطقه بسته است كه در يك گودي قرار دارد به همين علت منطقه بسيار آرام و دنجي براي  سكونت است ، بعضي از قسمت هاي فرشته داراي باغهاي بزرگي است كه هنوز دست نخورده باقي مانده و به منطقه يك سبزي و طراوت خاصي بخشيده است . شايد ويژگي مهم منطقه سبزي و سكوت آن باشد .
رهن يك آپارتمان هفتاد متري در منطقه خوب فرشته در چه حدودي است ؟
حول و حوش 50تا120ميليون تومان است .
مراجعه كنندگان شما از چه قشري هستند؟
همه گونه مراجعه كننده داريم – از بازاري گرفته تا كارمند و كارخانه دار و حتي كلاهبردار! اما افراد به دو دسته تقسيم مي شوند ، افرادي با يك پول معين به دنبال خانه اي هستند كه با پول آنها جور در بيايد و زياد دنبال محل و جاي خاصي نيستند ، اما دسته ديگري هستند كه پول برايشان به هيچ وجه به حساب نمي آيد تنها به دنبال يك محل دنج و آرام مي گردند كه حتي اگر نام محل فرشته به دهان خوش آهنگ بيايد، حاضر هستند چند برابر روال عادي پول خرج كنند.
در ادامه مسير مي توان به نيروهاي انتظامي كوثر ، ورزشكار ايرانيان، سفارت ويتنام ، موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران و دهها پيتزا فروشي با نام هاي عجيب و غريب و چايخانه اي به نام كليد برخورد. بعد از گذشت از موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران يك كتاب فروشي به چشم مي خورد، انتظار مي رفت كه نام كتاب فروشي نيز مثل بقيه جاها برگرفته از منطقه فرشته باشد ، اما با كمال تعجب نام كتاب فروشي سراي تاريخ است ، روي در ورودي آرم آبي رنگ و بزرگ يونيسف به چشم مي خورد. صاحب كتابفروشي مرد ميانسالي است كه با خوشرويي حرف مي زند كه گويا سه سالي است كه اين كتابفروشي را دارد و به گفته او در فرشته سه كتابفروشي وجود دارد . طراحي سراي تاريخ به گونه اي است كه مي توان بين راهرويي كه ما بين كتابهاي چسبيده به ديوار و ميزي كه در وسط قرار دارد بگذري و به راحتي  كتاب دلخواهت را انتخاب كني ، البته سكوت يكي از ويژگي هاي ممتاز سراي تاريخ است .
تنهايي و حصار
شبنم 26 ساله فارغ التحصيل رشته نقاشي ساكن يكي از برج هاي معروف فرشته است ، نقاشي را تنها  براي تغذيه روح خوانده و مي گويد، نياز به كار كردن ندارم چون تنها فرزند خانواده هستم . خانواده اي كه حدودا 5 سال است هر كدام به تنهايي در گوشه اي از اين شهر بزرگ زندگي مي كنند .
پدر و مادرت نيز ساكن فرشته هستند؟
نه ، پدرم در خانه قبلي مان نياوران زندگي مي كند و مادرم نيز در شهرك غرب .
چه طور شما فرشته را براي سكونت انتخاب كرده ايد؟
من در انتخاب زياد نقشي نداشتم ، پدر و مادرم يكبار با هم به تفاهم رسيدن و آن هم پيدا كردن  يك خانه مجردي براي من بود.
فكر مي كني ساكن فرشته بودن يك امتياز است ؟
شايد براي بعضي‌ها امتياز باشد مثلا يك دوستي داشتم كه خانه نسبتا بزرگي در منطقه مركزي شهر داشتند، آن قدر سر پدرش غر زد تا اينكه خانه را فروختند و يك سوييت جمع و جور در فرشته خريدن . تنها به اين علت كه در جمع دوستان بگويد ساكن فرشته است .
فكر مي كني ساكنان فرشته چه خصوصياتي دارند؟
مثل بقيه جاها ، مگر بايد خصوصيات خاصي وجود داشته باشد. اما بعضي ها احساس مي كنند با پول دور خودشان يك حصار كشيده اند . در همين مجتمع خودمان چند نفري هستند كه وقتي مي خواهند مثلا به دختر كوچك سرايدار محبت كنند به جاي اينكه با دست سر بچه معصوم را نوازش كنند اين كار را يا با دسته كيف يا دستكش انجام مي دهند .
***
  اگر  از تمامي كوچه باغها و برج هاي مدرن فرشته بگذريم غروب هر تازه واردي را به تـــماشا وا مي دارد .  با نزديك شدن به غروب سكوت جاي خود را به جنب و جوش مي دهد درهاي خانه هاي ويلايي ، پاركينگ هاي برج هاي مرتفع ، يكي بعد از ديگري گشوده مي شود و اتومبيل هاي آخرين مدل در خيابان ها سرازير مي شود و در اين ميان چهره زنان و مرداني نيز به چشم مي خورد كه در ميان اين زرق و برق ها غريب هستند .
غروب براي اين جماعت يعني به پايان رسيدن يك روز كاري در خانه هاي مجلل ، غروب يعني بازگشت به خانه ايي كوچك در انتهايي اين شهر بزرگ .

ارسال در تاريخ پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 توسط یک فرشته کوچلو!
دست در دست هم برای کودکان کار
دوستان گرامی و همراهان کودکان کار
باری دیگر گرد هم می‌‏آییم تا گامی دیگر برای کودکان کار برداریم...
چهاردهمین بازارچه‌‏ی انجمن حمایت از کودکان کار جمعه 6 خردادماه 1390 برگزار خواهد شد.

این بازارچه که همچون همیشه با همکاری صمیمانه‌ی داوطلبان انجمن و همچنین با حضور دیگر حامیان کودکان کار چون: رستوران پلاک، رستوران کچاپ، رستوران پرپروک، رستوران پیازچه، کاپیتان کافه، نان تهران، انتشارات پنجره، موسسه‌‏ی مشاوران، اسباب بازی آموزشی گلدونه، کاله، روزانه، برگزار می‏‌شود؛ شامل: انواع غذا و دسر، کافی‏‌شاپ، صنایع دستی و هنری، محصولات فرهنگی، مسابقه، موسیقی زنده و ... می‌‏باشد.
حضور شما دوستان گرامی موجب دلگرمی ما در تداوم این راه خواهد بود.

زمان: جمعه 6 خردادماه 1390، ساعت 21-10
آدرس محل برگزاری بازارچه: خیابان ولیعصر، بالاتر از پل چمران، خیابان شهید فیاضی (فرشته)، بعد از تقاطع نیلوفر، پلاک 56، "مجتمع رفاهی فرشته"



ارسال در تاريخ سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 توسط یک فرشته کوچلو!

توجه:

قیمتها مربوط به سایت دنیای اقتصاد میباشد

و قیمتهای واقعی بازار بیشتر میباشد!!!



ارسال در تاريخ جمعه دوم اردیبهشت 1390 توسط یک فرشته کوچلو!

عمارت موزه سينما



باغ فردوس قديم

باغ فردوس به گواهي تاريخ 200 ساله در اراضي محمديه شميران به دستور محمد شاه قاجار با دو عمارت در شمال و جنوب آن ساخته شد و در ساخت آن نهايت پايبندي به الگوي باغ ايراني رعايت شد و درست 170 سال بعد در تاريخ 11 مردادماه سال 1376 به شماره 1876 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد. مساحت اين باغ در ابتدا 20 هزار متر مربع بود که هزار متر آن به ساخت عمارت سه و نيم طبقه اي اختصاص يافت که کاخ اعياني شاه قاجار بود. اين زمين شيبدار خود مايه جاذبه اي شد، کف طبقه اول بنا با جنوب باغ و سقف آن با قسمت شمالي باغ هم سطح بود. البته باغ فردوس باغ ندانم کاري هاي شاهان قاجار و بي توجهي هاي پهلوي هاي پدر و پسر بود.
موقعيت منطقه اي:
محله باغ فردوس با محلات تجريش، الهيه، محموديه و زعفرانيه همجوار است. خيابان مرتبط به اين محله در درجه اول خيابان وليعصر مي باشد که از شرق به ميدان تجريش، از غرب به بزرگراه چمران و در نهايت به بزرگراه مدرس منتهي مي گردد.اين مجموعه از غرب و شرق به کوچه هاي فرعي و از جنوب به پروژه فيلم خانه و مدرسه جلال آل احمد محدود گرديده است.

ارسال در تاريخ یکشنبه هفتم فروردین 1390 توسط یک فرشته کوچلو!
 

خیابان فرشته!!!



ارسال در تاريخ یکشنبه هفتم فروردین 1390 توسط یک فرشته کوچلو!






گودبای پارتی افشین قطبی در خیابان فرشته


گودبای پارتی افشین قطبی در خیابان فرشته










قطبی که شنبه صبح همراه تیم ملی به قطر می رود، دیگر به ایران بازنخواهد گشت.









قطبی که شنبه صبح همراه تیم ملی به قطر می رود، دیگر به ایران بازنخواهد گشت.

گروه دل شیر که متعلق به افشین قطبی است، دیشب برای سرمربی تیم ملی جشن گودبای پارتی گرفت. قطبی قرار است صبح شنبه همراه تیم ملی به قطر برود و تا شروع جام ملت ها آنجا می مانند. بعد از پایان کار تیم ملی ایران در جام ملت ها، قطبی دیگر به ایران برنمی گردد و به همین دلیل او برای خود یک جشن خداحافظی گرفت.

این جشن در رستورانی در خیابان فرشته تهران گرفته شد و قرار بود در آن علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال، ستاره های تیم ملی مثل نکونام و شجاعی و هنرمندانی مثل رضا عطاران، هنگامه قاضیانی، نیکی کریمی، مصطفی زمانی و علیرضا عصار حضور داشته باشند. اما نه تنها علی کفاشیان به این مراسم نرفت، بلکه از شجاعی و نکونام هم خبری نشد. ایمان مبعلی و محمدرضا خلعتبری ستاره های فوتبالی این مراسم بودند.

از هنرمندان هم هادی کاظمی و عارف لرستانی در این مراسم حضور داشتند. ضمن این که اعضای کادر فنی تیم ملی نیز به این جشن رفته بودند.

قطبی در این مراسم گفت: «من ادبیات جدیدی را به فوتبال ایران اضافه کردم. سعی کردم شور و هیجان را بیاورم و همه را به همدلی وادار کنم.»



ارسال در تاريخ یکشنبه یکم فروردین 1389 توسط یک فرشته کوچلو!

اسلایدر

دانلود فیلم